|
یاران منشینید خموش ...... ایران در سایه دار است
|
من در این روز منفور با صدای بلند فریاد می زنم
نه خیر ...
۸۷/۱/۱۲
*******************************

دوستان سلام
کسانی که کتاب ممنوعهآیات شیطانی آقای سلمان رشدی ترجمه روشنک داریوش ( ایرانی ) را می خواهند تهیه کنند لطفا برای مدریت وبلاگ پیان بگذارند تا در صورت ممکن کتاب آیات شیطانی در اختیار ایشان و دوستداران کتاب های ممنوعه گذاشته شود و در ضمن چند خطی از کتاب آیات شیطانی نیز در وبلاگ موجود می باشد تا از صحت این خبر اطلاع حاصل فرمایید .
ممنون و تشکر
مدریت وبلاگ سکوت
پاینده ایران
فصل اول
جبرئیل فرشته
جبریییل فرشته {Gibreel farishta }در پهنه بیس کران آسمان چرخ زنان فرو می غلطید و به آواز بلند چتیت می خواند :ای که خواهان تولیدی دیگری نخست مرگ را پذیرا باش . هوچی هوچی هو . ای خواستار فرود بر سینه زمینی ابتدا رمز پرواز را بیاموز . تا تا آتاکاتون . لبانت آن گاه به لبخندی باز می شود که پیشتر گریسته باشی.... اصلا بگو ببینم چگونه می توان بی آه ناله دل معشوقه را به دست آورد هان ؟ بابا تو که خواهان تولدی دیگری ... در یکی از روز های زمستان شاید اولین روز زمکستان و یا در زمانی نزدیک به آن هنوز سپیده نزده بود کگه دو مرد دو مرد واقعی بالغ و زنده از آسمانبه نحو شگفت انگیزی به زمین سقوط کردند . آن دو مرد بدون چتر نجات و بال درهوای صاف و آسمان بی ابر در دمده های سحر از ارتفاع ۲۹۰۰۰ پایی در کناره دریای مانش یه زمین پرتاپ شدند .
به تو میگویم مرگ را پذیرا باش ِ به تو میگویم ........
ادامه در کتاب
*****************************************
عید باستانی نوروز بر تمام ایرانیان مبارک باد

**********************

تقديم به احمد باطبي عزيز
بی محکمه بدون قاضی و پرونده در سکوت
جندین جند سال برایت بریده شد
حق با تو بود و پیرهن خونی ات ُ ولی
در خاتمه گلوی صدایت بریده شد
یک مدت انفرادی و سین جیم و اعتراف
تهدید ها شکنجه شده هدیه تو بود
شبها سکوت تلخ اوین ِ میله هاي سرد
هم درد زخم های تو و گریه تو بود
اما دلت فراتر از آنجا تمام وقت
با زخم های روح و تن اش بال میزد و ...
کوچه به کوچه ِ خانه به خانه ُ در آسمان
در چشم ابری وطنش بال میزد و ..
.
عاشق تر از همیشه به فردا امید وار
در سینه تو گوشه دیوار می تپید
همراه با ترانه آزادی وطن
با بغض مردم بیدار می تپید .
***
آن عكس و نامه ِ داغ ترین سوژه یادت است ؟
آن روز ها تورا همه به سینه میزدند
تو قهرمان حادثه کوی می شدی
جز اعتراض عکس تو ؟!! عکسی نمی زدند !!
البته افتخار به تو حرف دیگری است
صحبت سر بریده گل میخرند بود
آن سوی آب ها که عدالت فروشی است
بحث هزار و سیصد و هفتاد و جند بود .
**
کار از شعار دادن و نفرین گذشته است
این سرزمین شده من و مای نمایشی
بازار داغ خوشه و شانه ـ و نسل بعد
قربانی معامله های نمایشی
اینجا سکوت طعم بد مرگ می دهد
پیراهنت کجاست که من پرچم اش کنم
فریاد زده باد !! چرا سر نمی دهی؟
تا با ترانه های وطن مدغم اش کنم ...
... ما با تو ایم بیشتر از هر کسی که هست
مردانه یک حماسه دیگر بساز ُ مرد
این دستهای ماست که یک مشت می شوند
مشتی برای ضریه آخر بساز ُ مرد
م. اسکله

بشتابید ...
فردا در جشن خیانت به ایران فیلم های دسته دوم پخش میشود
این سرزمین شده من و مای نمایشی
کت بسته ، مست حال و هوای نمایشی
جمهوری ستم ، خفقان ، دولت ترور
مفهوم دادگاه : بنای نمایشی
قصه ادامه دارد و تکرار می شود....
57 .... شاه و گدای نمایشی
آزادی ، انقلاب همه شاهد تواند :
ای کشور مجسمه های نمایشی .
بازار داغ خوشه شانه _ به قیمت
گمنام کردن شهدای نمایشی
تهدید فکر ، حبس قلم ، شستشوی مغز
تبلیغ اتتظار و دعای نمایشی
" اینجا به جرم خواستن صبح راستین "
می بارد ابر ابر بلای نمایشی
این جا خدا بهانه خوبی است تا شویم
محکون ناگزیر خدای نمایشی
بیچاره نسل بعد و من و تو در این وسط
قربای معامله های نمایشی /.
م اسکله