|
یاران منشینید خموش ...... ایران در سایه دار است
|
نشسته ایم و همه گاه گاه می خندیم
همه به زشترین اشتباه می خندیم
به زندگی ، به چپ و راست ، خواه یا ناخواه
به روزگار ؛ سپید و سیاه می خندیم
و گاه از سر لطف زیاد – آهسته
به فقر های سر چار راه می خندیم
اگر چه پوستمان کنده میشود ؛ اما ...
... نه ، پوست کنده به این اصطلاح می خندیم
به این شرایط محکوم بی برو برگرد
به حکم صادره از دادگاه می خندیم
هنوز هم که هنوز است ، چشم بسته و منگ
به سرنوشت رقم خورده ، آه می خندیم
کمی به آنچه شده ، دست میزنیم و سپس
همه به آری مان قاه !! گاه !! می خندیم .
■■■
نه اتفاق قشنگی است ، درد مشترک است .
اگر به تلخترین اشتباه م ی خ ن د ی م !؟ /.