|
یاران منشینید خموش ...... ایران در سایه دار است
|
اکبر محمدی
زمان برگذاری : مراسم سالگرد زنده یاد اکبر محمدی در تاریخ 10/5/1386 روز چهار شنبه از ساعت 3 الی 6 بعد از ظهر بر سر آرامگاه آن روان شاد جاوید نام واقع در شهرستان آمل کیلومتر 13 جاده قدیم آمل به بابل بعد از روستای سرخ کلا و تمسک روستای چنگمیان عطایان بر گذار می گردد .
با احترام فراوان ؛ ضمن عرض تسلیت و تعزیت به خانواده اسطوره مقاومت و پایداری اکبرمحمدی و تمام مبارزان راه آزادی ایران بنا به گزارش آرش عزیز نخستین مراسم سالگرد زنده یاد اکبر محمدی که قرار بود روزجمعه در تاریخ ۱۲/۵/۱۳۸۶ بر گذار شود از سوی دادستانی آمل و اداره اطلاعات تمامی اطلاعیه های این مراسم جمع آوری شد و پدر زنده یاد اکبر محمدی را به دادستانی انتقال دادند و از برگذاری مراسم در روز جمعه جلوگیری کرده اند و متذکر شده اند هر گونه مراسم و چاپ اطلاعیه زیر نظر و با تایید دادستانی و اداره اطلاعات انجام پذیرد . هنوز زمان برگذاری مراسم از سوی خانواده زنده یاد اکبر محمدی تعیین نشده است .
*******************************

8
سال گذشت ...آری 8 سال گذشت و هنوز داغ آن روز ها در دل هایمان مانده است . یاد شبهای کوی دانشگاه به خیر ، یاد شعار های دانشجویی در برابر فحش ، باتون ، گاز های رنگارنگ ، شلیک ها به خیر ، یاد کسانی به خیر؛ که با تمام خسته گی ، با اینکه می دانستند آخر خط چگونه و به کجا ها ختم خواهد شد ولی با نیروی کامل در برابر جلاد ها پایداری نمودند و تا آخرین نفس حق خود را خواستار شدند . یاد سوگند ها ، دست هایی که مثل زنجیر گره خورده بود ، فداکاری ها ، پانسمان ها ، شیشه های شکسته ، ترس و سردر گمی ها به خیر ........
راستش با آن روز های تلخ !! نه شیرین زیاد کاری ندارم چون همه میدانند و این عکس ها هم گواه آن روزها است . و در ضمن جای توضیح وجود ندارد ، زیرا اگر بخواهیم فقط به جریان 18 تیر بپردازیم به جز یاد آوری کاری نکرده و غیر از خاطره ای کردن 18 تیر کاری نمی کنیم .
18 تیر هنوز ادامه دارد ، آری ادامه دارد . هر سال شاهدیم که چند دانشجو ، چند ایرانی به اتهام نا کرده که جز حق خواهی نیست به زندان میرود ، باز داشت می شود ؛ ساده بگویم از زندگی محروم میشود . مانند باطبی ها ، محمدی ها ، دلدار ها ، سنجری ها ، جاوید ها ، دانشجوهای پلی تکنیک ، اورمیه و دانشگاه های سراسر کشور و .... . فرقش این است که ، دیگر یه خوابگاه ها حمله نمیشود یا در خیابان ها بسیجی ها ، اطلاعاتی ها یگان های ویژه با لباس مبدل کشت و کشتار به راه نمی اندازند . فرقش این است که کوی دانشگاه دیگری تکرار نمی شود . بله ؛ شبانه در محل های خلوت سراغ ما می آیند و بعد نا کجا آباد ها !!
قصد داستان پردازی ندارم . میخواهم بگویم آیا بعد از 8 سال نتیجه چه بود است ؟ آیا ما به عنوان دانشجو ، به عنوان یک ایرانی توانسته ایم راه آنهایی راکه امروز در زندان های اوین ، رجایی ، در بازداشت گاه های مخوف و حتی راه کسانی که امروز در کنار من و تو نیستند ، ادامه دهیم ؟ اهداف آنها را جلو ببریم ؟ آیا وظیفه ما فقط یاد آوری آن روز ها است ؟ آن هم با اکتفا کردن به چندین عکس ، چند جمله یا زنده باد ها و درود های تکراری آن هم در وبلاگ ها یا در جلسه های خانه گی و مخفی ؟
نمی گویم که باید به خیابان ها برویم و فریاد بزنیم ، نه ؛ باید به مسائلی فکر کرد ، بحث کرد و نتیجه گرفت که آن روز ها به نتیجه ای نرسید . آیا فقط وضع دانشجو ها وخیم است ؟ مگر دانشجو جزئی از جامعه نیست ؟ مگر ملت آن روز ها پا به پای ما نبودند ؟ مگر ملت ایران دچار بد بختی و ظلم گویی رژیم نیست ؟ 18 تیر را نباید با تعبیر بد به یاد آورد زیرا حادثه کوی زنگ بیداری بود برای ملت ، برای نسلی که سردرگم میان پذیرفتن و نپذیرفتن جمهروی اسلامی و باور کردن ایران به عنوان یک کشور به ظاهر عدالت خواه و اسلامی بود . 18 تیر گواهی بود برای ستم کاری جلاد ها ، دلیل روشنی بود برای دروغ و خفقان و نا درست بودن انقلاب 57 .
آن روز ها من نیز یکی از کسانی بودم که در تهران در کوی و در میدان انقلاب و در بین اعتراض های شدید ، جنایات و دروغ هایی را دیدم و شنیدم که تا امروز 29 سال روی زبان سیاست مداران مصنوعی ایران می چرخد . هنوز به یاد دارم که چگونه دانشجویی را به خاطر گفتن : "من بچه انقلابم ، فردای کشور در دست ما است چرا زور می گویید چرا میزنید " زیر مشت و لگد و باتون ضرب و شتم شد و با دست بند جواب گرفت . من به شخصه بعد از آزادیم ؛ آن هم با مکافات زیاد در این چند سال بار ها مشاهده کرده ام که چگونه افرادی را به خاطر گفتن حقیقت ، خواستن حق و حقوق خود ، (چه در زندان چه در بیرون ) چه بلا هایی که بر سرشان نیامده است !! 18 تیر هنوز ادامه دارد و ما نشسته ایم و فقط نظاره گر آنیم . اکبر محمدی و عزت ا... ابراهیم نژاد کشته شد ، برادرش ایران را ترک کرد ، احمد باطبی هنوز در زندان است طبرزدی ، موسوی ، دلدار ، رفیعی ، انصاری ، عابد توانچه ، ساجدی ، جانی ، داراب زند ، فیض مهدوی ، مختاری و پوینده ، رحمانی ، زمانی ، عارف ، خانم کشاورز و حسین زاده و هزاران دانشجو و ایرانی زن و مرد در بند یا در در وضعی نا معلوم ؛ هر روز خبر هایی از دستگیر شدن ، اعتصاب ، شکنجه شدن در زندان ها ، محکوم شدن به حبس ، اخراج شدن از دانشگاه ها ، ربوده شدن ووو ..... به گوش می رسد . آیا کدام یک از این ها با 18 تیر تناسب ندارد ؟ 8 سال گذشته و هر روز داغ تازه ای در دل ها نشانده می شود . و ما سکوت کرده و به جمله بندی های وبلاگ ها دقت می کنیم . اگر جای آنها بودید ، اگر در زندان ها شکنجه شدن را می دیدید یقینا به من حق میداید .
واقعا هدف ما چیست ؟ مایی که می نویسیم قیام 18 تیر، قیام دانشجویی ، فریاد حق طلبی ، نام وبلاگ مان را یکی از این شعار ها می گذاریم و شروع به تکرار نویسی می کنیم . آیا فکر می کنیم با این کار جواب 18 تیری که هنوز ادامه دارد را داریم می دهیم ؟ تصور میکنیم که حق از دست رفته ملت ایران را به آنها بر میگردانیم ؟ یا موجب تمسخر دشمنانمان نسبت خود میشویم ؟ کمی عاقلانه فکر کنیم ؛ اگر گرد آنهایی که در 18 تیر اعتراض خود را نسبت به رژیم اعلام داشتند جمع شویم و از کارهایمان بگوییم موجب شادی آنها خواهیم شد . کمی عاقلانه تر فکر کنیم !
تحسین کردن آن روز ها خوب است ولی ادامه دادن اهداف آن روز ها سخت و مهم می باشد .






