تبليغاتX
سکوت
یاران منشینید خموش ...... ایران در سایه دار است

 ایبار باید چه کرد...

حکم زندان برای معالجه بیمار....

مدتی است که خبر محکومیت دکتر حسام فیروزی پزشک معالج من مورد توجه قرار گرفته است . در اخبار و مصاحبه های منتشرشده تقریبا تمام چیز هایی که باید مطرح میشد و به اطلاع میرسید . بیان شد و چیز ناگفته ای نماند است . اما این احساس که دکتر حسام به واسطه معالجه من را هی زندان میشود ، روح من را میخورد و روانم را بهم میپاشد . حالا که دارم این مطالب را مینویسم هیچ هدف از پیش تعیین شده ای ندارم  و نمیدانم باید از چه چیز حرف بزنم . تمام نوشته هایی که حالا می خوانید ، حاصل احساسات و کش مکش درونی من است . خیلی ها از جمله خود دکتر حسام در مورد این موضوع حرف زده اند و زوایای پنهان این ماجرا را نشان دادند . اما من گمان میکنم که صحبت کردن من در خصوص این موضوع نیز کاری است لازم و ضروری . شاید من هم بتوانم دست کم بخشی از  ظلمی که به این پزشک  شریف و متعهد روا داشته میشود را به اطلاع شما برسانم .

در متن حکم دکتر حسام اینچنین آمده است : ( در خصوص اتهام محمد حسن فيروزي معروف به حسام فرزند محمد حسين ۳۵ ساله به شماره شناسنامه ۲۷۵ ، شغل پزشك ، عدم سابقه كيفري ، آزاد با قرار وثيقه ، داراي وكيل ، داير به اقدام عليه امنيت كشور از طريق فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي و اختفاء متهم  متواري احمد باطبي و نگهداري و استفاده از تجهيزات دريافت ماهواره با توجه به محتويات و مندرجات پرونده وگزارش وزارت اطلاعات و گردش كار تنظيمي و كيفر خواست صادره مورخ ۷/ ۱۱/ ۱۳۸۵ بهمراه اسناد و مدارك مكشوفه از متهم به اينكه نامبرده زنداني متواري احمد باطبي را در منزل خويش به اين بهانه كه بيمار ميباشد ، چندين روز نگهداري و مخفي نموده سپس با انجام مصاحبه با رسانه هاي بيگانه از جمله راديو فردا ، شبكه( وي او اي ) ، بي بي سي ، راديو آلمان و شبكه هاي اينترنتي و سرويس نيوز و ادوار نيوز و نامه نگاري براي سازمانهاي حقوق بشر و سازمان ملل و غيره به جوسازي عليه نظام پرداحته وبا درج مقالات و تهيه اعلاميه و نامه هاي سر گشاده وضعيت متهم مخفي شده را ناشي از اعمال شكنجه و بدرفتاري غير انساني توسط حاكمين با وي و.............

بقیه در ادامه مطلب...

وبسایت رسمی احمد باطبی

************************************ 

مرگ بر جمهوري اسلامي

ومن تفاله یک انقلاب مصنوعی

دچارنعشه گی قرص خواب مصنوعی

شب و سیاهی ممتد دروغ های قشنگ

همه نتیجه آن انتخاب مصنوعی

و بعد کشتن خورشید در مقابل من

بدل شده به بتی آفتاب مصنوعی

چه دسته های گلی را به آب بخشیدند

به حیله صلوات و گلاب مصنوعی

و بعد شهر مرا با سپاه پر کردند

برای ختم سئوال و جواب مصنوعی

بگو بگو چه کسی را قصاص باید کرد ؟

سر نوشتن متن کتاب مصنوعی ...

***

وبال گردن من شد بهار مصنوعی

و بال پر زدنم گشت دار مصنوعی

1357 تا امروز

خیال زندگی و انتظار مصنوعی

ندیدن و نشنیدن و در مقابل هم

خیانت و خفقان اختیار مصنوعی

و جمعه های ریا ، پاتق ربا خواران

خطابه های سیاست مدار مصنوعی

در این وسط چه به روز من و تو می آ ید

به دست رهبری و شهردار مصنوعی

****

و من تفاله یک اشتباه سخت و بزرگ

و پا گرفته این روز گار مصنوعی /.

 

امشب برای چندمین بار بود که از روی نفرت ِ خشم و یا نوعی دلگرفته گی روی دیوار ها مشت کوبیدم و فریاد زدم : خدایا تا کی واقعا تا کی ِ تا کی باید نشست و به خفقان حاکم در این کشور رو تماشا کرد و هم خود و هم به درگیری های زندگی هم نوع خود با دیده ای حیران نگریست آری فقط نگریست و چند لحظه برای تمام عمر خود آهی سینه سوز کشید . آیا ما مردم ایران فقط زاده شده ایم که زیر استکبار و استمثار زندگی کرده ببخشید بردگی کرده و کسانی آن بالا ها بنشینند و ریخت و پاش کنند ُ آیا حق ملت این است آقای خامنه ای ِ آقای احمدی نژاد و آقایانی که آن بالا فقط میبرید و میدوزید آیا با ایران گردی و جهان گردی و سخنرانی جوانی بخاطر زندگی و مشکلاتش اقدام به خود کشی نخواهد کرد و با پیام های احمقانه شما به زندگی ادامه خواهد داد . شما روسای مختلف کشور که تنها به ایراد نطق بسنده کرده تا از سئوال پیچ شدن توسط مطبوعات خلاص شده و بهانه ای دست رسانه ها نداده و با خیال راحت به زندگی خود برسید آیا آن رهبری که با تکیه کردن به نام او فقط ملت را میچاپید و با رشه های آنچنانی قصد در منحرف کردن اذهان عمومی را دارید فکر فردا را نمی کنید از رسوایی که فردا گریبان کیر شماهاست نمیترسید . به خدا یی که اعتقاد دارم فردا باید جواب نسلی را بدهبد که این بلا ها را دارید سرشان می آورید . 

نه تنها من بلکه هزاران نفر مانند من در تمام ایران روز شب فقط به شما ها نفرین میفرستند و در برابر کارهای شما فقط آرزو آنمدن آن روز را میکنند که شما نیز مانند صدام و دیگران د ر برابر تمام ملت محاکمه خواهید شد و به مجازات خود خواهید رسید . خطاب شخنان من با آنهایی مانند خامنه ای و احمدی نژاد و دارو دسته این ها است که نزدیک ۳ دهه است که کشور از درون به نابودی کشیده و می کشید . نمیدانم این سطر ها را میخوانید یا نمیخوانید ولی امید وارم بخوانید چون شاید با خواندن این سطر ها کمی به خود بیایید تا دیر نشده البته دیر هم شده خیلی دیر و به خاطر همین است که نمیدانید دارید چه کار میکنید .   من از آن روزی می تریم که دست بیگانه برای بر قراری ثبات به ایران لشکر کشی کند و گروه های سیاسی مختلف و نژاد های مختلف به جان هم بیفتند و در ایران جنگ ها یداخلی به وجود آید و کاش خدا آن روز را نیاورد که آن روز روز نابود ی ایران است و برگشت به اول کاری بسیار دشوار خواهد بود هم از طرف شما و نیز از طرف بیگانه . نشسته ایم همه قاه قاه می خندیم ///همه  به زشت ترین اشتباه می خندیم ........ آری فقط وظیفه ما ایرانی ها شده یا خندیدن و یا سکوت کردن که اگر این کار را نکنیم روز مان مثل اینکه نخواهد گذشت . آیا آقای خامنه ای در تنهایی مثلا قبل از خواب یا توی توالت یا حمام ( فکر کنم آنجا تها باشید ) هم به خودتان و هم به مردم و نفرت مردم نسبت به خودتان فکر کرده اید که در آینده ای نه چندان دور به سرتان چه خواهد آمد یانه ؟ با آقای احمدی نژاد نیز هستم شما چطور فکر کرده اید ؟ خود مانیم از واقیعت که نمیتوتن فرار کرد . خودتان را شبیه به چه می بینید ؟ آگر خودتان را قاضی خودتان کنند به خودتان چه حکمی می دهید |؟ اعدام ؛ حبس ابد ؛ تبعید و یا این که از الان خودتان را تبرئه کرده اید ؟ این سطر هایی که نوشته ام حرف تمام ملت ایران است تنها مال من نیست و در این دادگاه همه حضور خواهند داشت و در ست در های بسته انجام نخواهد شد بلکه تمام دنیا شما و مارا خواهد دید . راستی تا محاکمه نشده اید به حساب های بانکی خود سری بزنید . شوخی نمیکنم آقای رهبر کبیر ؛ آقای رئیس جمهور محترم و محبوب از خودتان هم اگر خجالت نمکشید از تاریخ که در مورد شما و هم در مورد کارهلی شما خواهد نوشت شرم کنید که آن روز همین کودکان من و شما جملات تاریخ را خواهند خواند و در مورد دران خود قضاوت خواهند کرد . فکر کنم اگر گردش امور در دستان شما بود تاریخ را از درس ها حذف میکردید و البته الان هم همین کار را کرده اید !! من قبلا وقتی داشتم نامه ای به رهبر می نوشتم فکر کردم که اگر کمی پند و نصیحت بار کنم بهتر است ولی الان میبینم نه کاش آن روز نامنه را به همین منوال می نوشتم . توهین میکردم بد و بیرا میگفتم و از این جور حرفا که همه ملت در همه جا دارند میگویند . خلاصه آقای خامنه ای و احمدی نژاد منتظر روز هستم که شما نیز مانند تمام جلادان محاکمه شوید و به دست مردم ایران محجازات که این روز خیلی زود فرا خواهد رسید . حرف های دیگیری نیز داشتم ولی میدانم که تکراری است و همه میدانند و برای شما نیز جز جای تفریح نخواهد داشت . پس به همین اکتفا کرده و از خدا میخواهم که شما و تمام خیانت کاران و ستم کاران را سرنگون کرده و آزادی و امنیت و عدالت را به ایران باز گرداند .

 محسن حسن نژاد

******************************

باید تمام مدرسه را با خبر کنیم

تا با هم از کلاس سیاست حزر کنیم

خود کار های آبی خود را از این به بعد

باید برای ضربه آخر تبر کنیم

هر چه مداد سبز و سپید است و سرخ رنگ

در درس رسم پرچم مان تیز تر کنیم

این زنگ های تلخ سیاهی موقتی است

آماده ای رفیق که شب را سحر کنیم ؟

آزادی من و تو به دست کلاس ماست

برخیز تا برای رهایی خطر کنیم

تا فتح آفتاب کماکان مقاومت

تا آسمان مدرسه را پر شرر کنیم .

دیروز روی تخته سیاه کلاسمان

آقا نوشت : ما همه باید خطر کنیم .

۸۶/۸/۲۷

 

*********************************************

مجلس انس

 

دیروز در دانشگاه علم و صنعت جای دانشجویان خالی بود . احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت در پشت درهای بسته با اجیر کردن برخی که اصلا دانشجو نبودن و برای تزیین مجلس گمارده شده بودند  و از ترس تجدید خاطره قبلی و هو کشیدن به  این ریاست جمهور محترمو محبوب این ترفند را به کار برد و شروع به سخنرانی نمود  و همچنین درب دانشگاه آکنده از نیروی انتظامی و گارد ضد شورش و مامورین امنیتی بود و داخل دانشگاه نیز مملو از بسیجی ها و ماموران اطلاعتی بود که برای حفظ امنیت این رئیس جمهور مردمی در همه جای دانشگاه گرد امده بودند . ناگفته ها را نیز میتوانید در عکس های زیر به وضوح تماشا کنید که دلایلی برای گماراندن غیر دانشجویان می باشد . 

                          

   علیرغم حضور گسترده ماموران اطلاعاتی و امنیتی رژیم هنگام حضور احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت، شماری از دانشجویان معترض امروز توانستند خود را به محل سخنرانی او برسانند و با شعار دانشجوی زندانی آزاد بايد گردد، خشم و اعتراض خود را نسبت به سرکوب دانشجویان ابراز کردند.یک سایت حکومتی بنام جهان در گزارشی با عنوان حاشيه‌هاي حضور احمدي‌نژاد در علم و صنعت، نوشت دانشجويان دست نوشته هايي مبني بر ضرورت آزادي دانشجويان بازداشتي بهمراه داشتند.محل برگزاري اين ديدار، ظرفيت حضور 1500 نفر را داراست كه در قسمت آقايان جمعيت كاملا تكميل شده، اما عده‌اي از دانشجويان از سمت ورودي خواهران و با فشار جمعيت وارد اين سالن شده اند. و لازم به ذکر است که در اواسط این سخنرانی با شکوه دانشجوی دلیری با پلاکارتی در دست که روی آن نوشته شده بود دانشجویان سیاسی را آزاد کنید محقل انس احمدی نژاد را پر بار تر و نورانی تر کرد و صفای مجلس را فزون تر نمود .

در سخنرانیش با   نشانه رفتن آقای رفسنجانی و آقای حسن روحانی  آنها رابه شدت مورد نقد و حمله منتقدانه قرار داد و با اشاره کردن به مسئله اتمی ایران اشاره کرد که به زوردی ما خیانت کاران انرژی هسته ایران را افشا خواهیم کرد .  شعار ها و هم چنین پلاکارت ها و سخنان سخنران محترم (در هر مقطعي كه ما به جوانان اعتماد كرديم آن مقطع، دوران جهشي ما بود. ) بیان گر این مطب هست که این مجلس انس مصنوعی که ساخته دستان توانمند رییس جمهور و همکاران آن مقام عالی میباشد نوعی بی حرمتی به دانشجو و حریم دانشگاه است و هم چنین بیان گر این است که حکومت دارای ابعادی است که بدون چون و چرا در دست پشمالو ها و حزب ا... های به ظاهر انقلابی است و نقش تمام افراد در این ابعاد از قبل تعیین و تعریف شده است و برخورد ها در دانشگاه نشانگر آن است که هر فردی اگر بخواهد به این ابعاد دست درازی یا زبان درازی کند  وای بر او.....

من به شخصه از آقای احمدی نژاد سئوال میکنم : « آقای رئیس جمهور اگر شما به جوانان اعتماد دارید پس این رفتار ها وبازی های سیاسی چیست که در می آورید؟ » و دیدارهای صمیمانه شما چرا تبدیل به دشمنی ها و ضد و خورد ها در محل دیدار ها میشود ؟  و تعدادی از دانشجویان که معتمد شما هستند و شما نیز معتمد آنها بارداشت و در زندان به سر می برند . به نظر من این بازدید ها و این سخنرانی ها به جز شناسایی و نیش زدن به آن دسته از دانشچویان منتقد و یا مخالف با سلیقه های جناب عالی نمیباشد که هرز گاهی با این ترفند این اعمال دور از اخلاق را انجام میدهید و به دانشگاه و دانشگاهیان توهین و بی حرمتی می نمایید . آقای رئیس جمهور ولی این را هم بدایند که ما نخواهیم گذاشت که تاریخ در مورد  شما قضاوت کند !! زیرا ما ( دانشجویان بیدار و مردم آزادی خواه ایران )خودمان قبل از تاریخ در مرود ایران و شما ها  قضاوت و داوری خواهیم نمود .    

                                  

 ۲۲/۸/۸۶

 

********************************************

 

                           

  

 

باورم نمیشود ، کی کسی شنیده است                    زیر خاك گم شوند قله های استوار

 

امروز از ساعت 9:00 صبح پیکر دکتر قیصر امین پور از مقابل خانه شاعران ایران تشییع شد .

جمعتی کثیر ، حدود چندین هزار نفر در آن محل گرد آمده بودند تا برای آخرین بار با قیصر خداحافظی کنند .

آقایانی چون خاتمی ، افتخاری ، استاد شفیعی کدکنی و خانواده آن عزیز از دست رقته و .......... دوستاران شعر و ادب ایران زمین ؛ بعد از تشییع دکتر قیصر امین پور و انتقال ایشان به بهشت زهرا پدر بزرگوار ایشان طی تصمیمی که اتخاذ نموده بودند او را بعد از تشریفات و سیستم اداری به زادگاه خود یعنی به گتوند شهرستان دزفول انتقال بدهند و همچنین این تصمیم گرفته شده که با مخالفت جمع کثیری از دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران که دکتر قیصر امین پور متعلق به تمام ایران است و تنها متعلق به خانواده ایشان نیست ،   مواجح بود که بعد از گفتمان خانواده دکتر قیصر امین پور و اساتید دانشگاه این اختلاف نظر نیز از بین رفت و تصمیم گرفته شده جدی گردید . جای چند گلایه نیز هست که  باید به آن اشاره کنم : اول اینکه سیستم و یا تشریفاتی که برای مراسم دکتر قیصر امین پور گرفته شده بود خیلی ساده و در خور این شاعر بزرگ و توانا ی کشور ایران نبود . دوم اینکه آیا ما ایرانیان و دوستاران شعر باید استادانی چون منزوی ، دکتر قیصر امین پور و ...... را باید از دست بدهیم تا نامی از ایشان برده و یا اشک و لبخندی برای ایشان ریخته یا زده شود و یا باید انتظار چنین روزهایی کشیده شود تا ما در کنار بعضی ها خود را پشت نام این اساتید پنهان کنیم ؟ و سوم اینکه : همان طور که در بالا اشاره شد ، دکتر قیصر امین پور متعلق به تمام ایران و تمام قشر و مردم است ! زیرا در این میان و در میان مردم چشمم به آقای احمد باطبی زندانی سیاسی جریان 18 تیر 78 ( که در مرخصی به سر می برد و در یک نشریه مشغول به کار است ) می خورد ؛ چرا باید به ایشان اجازه ورود به خانه شاعران و دانشگاه تهران داده نشد و چرا اصلا با ایشان در آن محل رفتاری ضد اخلاقی شد ؟ به گفته خود ایشان آقای باطبی : دکتر قیصر امین پور هم متعلق به شما ( رژیم حوزوی ) و هم متعلق به ما (  دموکراسی خواه و آزادی خواهان ) میباشد و در کل متعلق به تمام مردم ایران زمین میباشد . آیا این رخداد ها روح استاد دکتر قیصر امین پور را غمگین نمیکند ؟؟

از گلایه اگر بگذریم از دل آزاری که همیشه در حال رخ دادن است که نمیتوان گذشت !!!! و باید بگویم که قیصر شعر ایران را روزگار پیر نکرد درد روزگار پیر کرد و تا اینکه در چنین روزی این اتفاق تلخ را مشاهده کردیم .

خلاصه : ای ایران ای ایرانی و ای شاعران ایرانی و دوستاران شعر و ادب ؛ بار دیگر باید شاعری را به دست باد ها بسپاریم ؛ به دست روزگاری که به دنبال خط زدن به نام بزرگ مردانی چون دکتر قیصر امین پور و .... از ذهن من و شماها است . بعد از 2 یا 3 ماه ایشان نیز به منزوی هایی تبدیل خواهد شد که روز به روز این بحران در حال وسیع شدن است . گزارشی از امروز که نوشتم را باید خود بودید و می دیدید . در آخر فکر میکنم این 2 بیت کافی باشد :

       

     در این زمانه بی های و هوی لال پرست          خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

     رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند              به روی هرزه علف های باغ کال پرست ......

 

                                                                                                            م. اسکله

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امیر  | 

 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 


]